تبليغاتX
رضویه


خدایا تو را به خاطر همه ی آنچه که به ما عنایت کردی و نکردی شکر می کنیم.

نوشته شده توسط 110 در ساعت 8:26 | لینک  | 

 

گرچه در برخی وب نوشت ها موضوع اهانت شرکت کوکاکولا به مسلمانان را دیدم، باور این مسئله برایم دشواراست که شرکتی همچون کوکاکولا برای  تبلیغ کالای خود اقدام به توهین به مسلمانان نماید. چرا که در تبلیغ معمولا بر جلب مشتری و نه دفع آنها تکیه می شود.  امروز در خبرگزاری مهر نیز خبری در این باره دیدم که نظرم را به خود جلب کرد. ولی آیا واقعا این طرح ها را شرکت کوکا کولا زده است؟   براستی آیا مسئولان شرکت کوکاکولا آنقدر احمق اند که با توهین تبلیغ کنند؟ اگرچه طراحی این تصاویر موهن بسیار نکوهیده و مذموم است ولی اینکه ما آن را به شرکت کوکاکولا نسبت دهیم چندان توجیه پذیر نیست. این هم وبگاه کوکاکولا و در ادامه تحلیل خبرگزاری مهر

کارخانه نوشابه سازی کوکاکولا طرح های تبلیغاتی گسترده ای را در راستای توهین به مسلمانان و حمایت از رژیم صهیونیستی منتشر کرده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی مهر، این کارخانه نوشابه سازی در یکی از تصاویر تبلیغاتی خود با منقوش کردن نام کوکاکولا بر روی گنبد مسجد الاقصی و جملاتی که در این طرح تبلیغاتی نوشته شده، صریحا اعلام کرده است که "با خوردن این نوشابه آمریکایی شما جزو حامیان اسرائیل به شمار می روید".

سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد.

در این زمینه و همچنین در راستای تحریم شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی سایت "شجره" که متعلق به مسلمانان انگلیس است،  اطلاعات گسترده ای از سهم رژیم صهیونیستی در درآمد فروش این نوشابه منتشر کرده است.

به گزارش مهر، چندی پیش نیز کوکا کولا طرحی توهین آمیز علیه مسلمانان منتشر کرد که در آن مسلمانان را به ابزاری تبلیغاتی برای خود مبدل کرده است.

تصویر فوق که نمایی از یک نمازجماعت با تن ‌پوشی از شرکت نوشابه ‌سازی آمریکایی است، باعث خشم مسلمانان در نقاط مختلف جهان شده و به حرکت گروه های غیر دولتی مسلمانان برای تحریم این کالای آمریکایی سرعت بخشیده است.

نکته جالب توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شوند، در ایران تولید و وارد نمی شد اما طی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاء گردید، تولید نوشابه، تحت لیسانس کوکا و پپسی آغاز شد.

در همین راستا پس از حمله اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان و نوار غزه، مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس طی نامه ای خطاب به مدیر شرکت نیسان شرق( خوشگوارمشهد)، کارخانه های پپسی و کوکا را نماد گسترش فرهنگ آمریکایی دانسته و با تاکید بر محرز بودن وابستگی آنها به صهیونیستها و گسترش بی حد و حصر این دو نوشابه در کشور، خواستار تعیین تکلیف آنها شد.

تعدادی از تشکل های مدنی و دانشجویی نیز پیگیر ارسال نامه ای برای مراجع و علما در زمینه تعیین تکلیف این دو نوشابه و سایر کالاهای حامی رژیم صهیونیستی که در ایران به فروش می رسد، هستند.

همچنین معترضین به فروش کالاهای حامی رژیم صهیونیستی خصوصا پپسی و کوکاکولا در ایران به استفتائی از مقام معظم رهبری نیز استناد می کنند که بسیار قابل توجه است. آنان معتقدند که این پاسخ دیگر جای هیچ توجیهی برای فروش این محصولات در ایران و سرزمین های اسلامی باقی نمی گذارد. 

در سئوال 263 کتاب اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری پرسیده شده که آیا برای مسلمانان خرید کالاهای اسرائیلی که در سرزمین اسلامی به فروش می رسند جایز است ؟ که حضرت آیت الله خامنه ای اینچنین پاسخ فرموده اند : " بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از کالاهایی که سود تولید و فروش آنها عاید صهیونیست ها که با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، می شود، اجتناب کنند."

در این زمینه چندی پیش روزنامه ایندیپندنت نیز از تحریم محصولات کوکاکولا در دانشگاه های انگلیس خبر داد که علت این مساله، استفاده بیش از اندازه این نوشابه از مواد تهدید کننده سلامت عنوان شد. 

پس با توجه به وجود نوشابه های متعدد تولید داخل برای جایگزینی کوکا و پپسی و با در نظر گرفتن مطالبی که ذکر شد، دیگر چه ضرورتی به ورود، تولید و فروش این کالاها در سرزمین های مسلمانان وجود دارد ؟ 

برگرفته از سایت از همه رنگ  azhamehrang.blogfa.com/post-555.aspx

نوشته شده توسط 110 در ساعت 19:46 | لینک  | 

 

بازگرداندن نام خليج فارس


در نقشه هاي گيتي نگاره ماهواره اي و آنلاين گوگل


موسوم به (گوگل ارت)


فقط با يك ميليون رأي امكان پذير است !

خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع تاريخي، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد با پارس و فارس ( نام سرزمین ملت ایران ) گره خورده‌ است.
خليج فارس براى ايرانيان تنها يك نام نيست بلكه بخشى از هويت مردماني است كه نقش بزرگى در شكل گيرى و پيشرفت علم و تمدن بشرى در هميشه تاريخ داشته اند.
موقعيت جغرافيايي خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است.
وسعت آن 240،000 کیلومتر است و پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش، قشم و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.
خلیج فارس و سواحل آن سرشار از معادن نفت و گاز است و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی نيز مي باشد.
به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و استراژیک محسوب می‌شود. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر عباس، بندر شارجه، دوبی و ابوظبی را نام برد.
دریانوردی در خلیج فارس سابقه بسیار طولانی دارد ولی اولین مدارک قطعی در این زمینه به قرن چهارم قبل از میلاد مربوط است و اين هم يك نقشه خيلي خيلي قديمي از خليج هميشه فارس كه در موزه هاي فلورانس موجود است .

پس از بسته شدن راه تجارت بین شرق و غرب در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر قرن شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.
در سالهای اخیر نامي جعلي به نام (خليج عرب) نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته است. که البته این نام کاملا جعلی و دروغین است و نام خلیج فارس تا ابد فارس خواهد ماند. چرا كه شواهد و مدارك موجود حكايت از آن دارد كه خليج هميشه فارس متعلق به ايران بوده ، هست و همواره نيز خواهد بود و هر گونه تغيير به نام جعلي (خليج عرب) شديدا محكوم و بي اعتبار است .
به هر حال، چند وقتي است كه «گوگل» كه يك سايت مهم و مطرح در سطح دنيا مي باشد در اقدامي مجعول نام خليج هميشه فارس (PERSIAN GULF) را كه متعلق به ايران و ايرانيان است ، با نام ساختگي و جعلي خليج عرب (ARABIAN GOLF) روي نقشه هاي جغرافيايي جهاني خود يا بعبارتي گيتي نگاره ماهواره اي موسوم به (گوگل ارت) تغيير داده است .
كه اين حركت از سوي اعراب منطقه طرح ريزي و به «گوگل» تحميل گرديده است و موجب گرديده كه تاريخ واقعي ما مورد اتهام قرار گرفته و باعث تقويت ادعاهاي پوچ و بي اساس كشورهاي عربي منطقه در اين رابطه شود .
لذا با توجه به موارد ياد شده و پي گيري هاي انجام شده توسط بسياري از ايرانيان وطن دوست با امضا طومار اينترنتي به مقابله بر خاسته اند و سايت «گوگل» در اين رابطه اقدام به نظر سنجي نموده و ميتوان گفت به نوعي راه را براي اعتراض ما ايراني ها باز گذاشته است ! مشروط بر اين كه آمار اين اعتراض در حد يك ميليون نفر برسد تا «گوگل» از تصميم خود برگردد .
بله تنها يك ميليون رأي لازم است تا «گوگل» بار ديگر نام خليج فارس را به جايگاه اصلي آن بازگرداند
.

از شما دوست محترم درخواست مي شود چنانچه داراي سايت يا وبلاگ در اينترنت مي باشيد اين پيام را حتما در پايگاه اينترنتي خود درج كنيد و در غير اينصورت اين ايميل را براي دوستانتان و هر ايراني وطن پرستي كه مي شناسيد ارسال (Forward) كنيد و به همه اعلام كنيد كه به آدرس لينك زير رفته و اعتراض خود را نسبت به اين اقدام اعلام كنند

http://www.petition online.com/ sos02082/ petition- sign.html

اعتراض به اين عمل کار خيلي دشواري هم نيست، فقط لازم است پس از ورود به لينك و باز شدن فرم اعتراض ، در قسمت اول فرم نام و در قسمت دوم ايميل خود را وارد كنيد و اگر تمايل داريد كه اعتراض شما مشاهده شود در قسمت سوم، تنها يك جمله هم در رابطه با اعتراض خود بنويسيد

PERSIAN GULF IS AND WILL BE PERSIAN GULF FOR EVER AND EVER

PLEASE CHANGE ARABIAN GOLF TO PERSIAN GOLF IMMEDIATLY

PERSIAN GULF IS ALWAYS REMAIN PERSIAN GULF

ONLY PERSIAN GOLF

نگذاريم گوگل نام خليج فارس را از گيتي نگاره ماهواره اي خود براي هميشه محو كند!

براي زدودن نام خليج عرب و برگرداندن نام خليج فارس به گيتي نگاره ماهواره اي و آنلاين گوگل نياز به یک ميليون امضاء داريم

همچون يک ايراني غيرتمند خواهشمندم روي لينک زير کليک کرده و براي زدودن نام خليج عربي از جايگاه اصلي خليج هميشه فارس آنرا امضاء نمایید



اينم يك كليپ كه گوياي عملكرد و شيطنت اعراب در اين رابطه است !

http://clips. zendehrood. com/ShowClip. aspx?ClipID= 723

نوشته شده توسط 110 در ساعت 8:25 | لینک  | 

 

 

سابقاً در همه جاي ايران حمام عمومي وجود داشت و اهالي محل اقلاً هفته اي يک بار به منظور نظافت به حمام مي رفتند. با اين تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام مي گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتي چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختيار زنان بود. امروز هم حمام عمومي در غالب نقاط ايران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهاي قديم اين است که در حمامهاي قديم از خزينه استفاده مي شد؛ ولي در حمامهاي عمومي جديد دوشتهاي متعدد جاي خزينه را که به هيچ وجه منطبق با اصول بهداشتي نبود گرفته است. در حمامهاي عمومي خزينه دار که امروزه در ايران کمتر وجود دارد سنن و آدابي را از قديم رعايت مي کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پيدا کرده است.

يکي از آن آداب اين بود که هر کس وارد حمام مي شد، براي اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر که در صحن حمام نشسته، مشغول کيسه کشي و صابون زدن بودند، يک سطل يا طاس بزرگ آب گرم از خزينه حمام بر ميداشت و بر سر آن بزرگتر مي ريخت. البته اين عمل به تعداد افراد بزرگ و قابل احترام که در صحن حمام نشسته بودند تکرار مي شد. و تازه وارد وظيفه خود مي دانست که بر سر يکايک آنان با رعايت تقدم و تأخر آب گرم بريزد. بسا اتفاق مي افتاد که يک يا چند نفر از آن اشخاص مورد احترام در حال کيسه کشيدن و يا صابون زدن بودند و احتياجي نبود که آب گرم به سر و بدن آنها ريخته شود، مع ذالک اين عوامل مانع از اداي احترام نمي شد و کوچکترها به محض ورود به صحن حمام خود را موظف مي دانستند که يک طاس آب گرم بر سر و بدن آنها بريزند و بدن وسيله عرض خلوص و ادب کنند.
از آداب ديگر در حمام عمومي خزينه دار قديم اين بود که اگر تازه وارد کسي از آشنايان و بستگان نزديک و بزرگتر از خود را در صحن حمام مي ديد، فوراً به خدمتش مي رفت و به منظور اظهار ادب و احترام او را مشت و مال مي داد يا اينکه ليف صابون را به زور و اصرار از دستش مي گرفت و پشتش را صابون مي زد.
سنت ديگر اين بود که هر کس وارد خزينه حمام مي شد به افرادي که شست و شو مي کردند سلام مي کرد و ضمناً در همان پله اول خزينه دو دست را زير آب کرده، کمي از آب خزينه بر مي داشت و به يکايک افراد حاضر از آن آب حمام تعارف مي کرد. براي تازه وارد مهم و مطرح نبود که افراد داخل خزينه از آشنايان هستند يا بيگانه، به همه از آب مفت و مجاني تعارف مي کرد و مخصوصاً نسبت به افراد بيگانه بيشتر اظهار علاقه و محبت مي کرد زيرا آشنا در هر حال آشناست، و دوست و آشنا احتياج به تعارف ندارند. در هر صورت اين رسم از قديمترين ايام يعني از زماني که حمام خزينه به جاي آب چشمه و رودخانه در امر نظافت و پاکيزگي مورد استفاده قرار گرفت، معمول گرديد.

بي فايده نيست که اطلاعات زير درباره حمامهاي قديم و آداب حمام رفتن، از نوشته شادروان علي جواهر کلام نقل شود:

«در عهد قاجاريه حمام رفتن در فصل زمستان کار دشواري بود و غالب مردم اواخر پاييز حمام مي رفتند و تا شب عيد رنگ حمام را نمي ديدند. اين وضع منحصر به ايران نبود، فرنگيها هم تا پيش از جنگهاي صليبي اصلاً اطلاعي از حمام نداشتند و همين که ايام جنگهاي صليبي به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. مع ذالک باز هم تا مدتي بعد از آن حمام نرفتن در فرنگستان مد بود و مشهور است که يکي از ملکه هاي فرانسه هميشه افتخار مي کرد که پنجسال است به حمام نرفته است.
حمامهاي قديم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پايينتر بود؛ چون اگر غير از اين مي بود آب به خزانه سوار نميشد. سر در حمام شکل ديو و رستم و يا شيطان و مالک دوزخ را نقاشي مي کردند و هنوز هم بنده فلسفه آن را نفهميده ام که نقش شيطان و ديو و رستم، با سر در حمام، چه مناسبت دارد. در هر صورت چندين پله پايين مي رفتيم تا به سر بنه يا رختکن مي رسيديم. "بينه" يک حياط سرپوشيده اي بود که وسط آن حوض بزرگي قرار داشت. اطراف بينه سکوهاي بلندي ديده مي شد که در آنجا رخت مي کندند. استاد حمامي در کنار يکي از آن سکوها يا بالاي يکي از سکوها مي نشست و جعبه دخل را هم بغل دستش مي گذاشت. از سقف بينه چراغ بزرگ گرد سوز و گاهي هم چهلچراغ تا بالاي حوض آويخته بود. دور تا دور سکوهاي رختکن تير مي گذاشتند و به آن تيرها گويهاي شيشه اي رنگارنگ مي آويختند. يک تغار (کاسه بزرگ سفالين) محتوي آلو و آب آلو روي چهارپايه نزديک حوض بود و چندين کاسه کوچک با قاشقهاي چوبي پهلوي تغار مي گذاشتند. در ايام زمستان به جاي آب آلو، لبو و آب لبو را با کمي سرکه توي تغار مي ريختند. علاوه بر استاد حمامي يک نفر به نام "جامه دار" يک نفر به اسم "مشت و مالچي" و يک نفر هم به عنوان "پادو" در سر بينه حضور داشتند و تا مشتري وارد مي شد، پادو کفش مشتري را زير سکو مي گذاشت و يک لنگ خشک روي سکو پهن مي کرد. مشتري که لخت مي شد، پادو يک لنگ ديگر به او مي داد. مشتري آن لنگ دوم را به کمر مي بست. لباسهايش را توي آن لنگ اول مي پيچيد و از سکو پايين مي آمد. از دالان تاريکي مي گذشت، و در صحن حمام را مي گشود و توي حمام مي رفت. در اينجا چند شاه نشين و چند ايوان و چند طاق نما و يک حوض کوچک آب سرد بود و کارگران داخل حمام عبارت بودند از چند دلاک و يک پادو، آبگير و دو سه پادو....»

اين نکته جالب هم ناگفته نماند که ايرانيان تا عصر قاجاريه توي خزانه حمام نمي رفتند، زيرا به گفته مورخ معاصر شادوران رحيم زاده صفوي همه حمامهاي ايران، درهايش بسته بود و يک روزنه به نام آخور مي ساختند که به خزانه متصل بود و از آنجا آب برداشته خود را مي شستند. در آن زمان مردم توي خزانه نمي رفتند و درهاي خزانه ها فقط قرن گذشته باز شد و موجب کثافت گرمابه ها گشت.

 

نوشته شده توسط 110 در ساعت 20:57 | لینک  |