تبليغاتX
رضویه

عبور و مرور زنان و دخترکان جوان به عنوان نذر و از زیر علم و کتل رد شدن و تماس بدنی با آقایان که ناخودآگاه پیش می آید نشانگر از بین رفتن حرمت ها ست . چه اگر به این مسائل توجه می شد هیچگاه زنی به خود اجازه نمی داد میان آن همه مرد با آن طرز پوشش نامناسب از زیر کتل و علم رد شود تا حاجت بگیرد یا برای تماشای کارناوال حسینی (چرا که هیچ شباهتی به عزاداران حسینی ندارند) به خوردن تخمه و بستنی مشغول شوند در حالی که روسری هایشان بر شانه هایشان افتاده و مانتوها از شدت تنگی و کوتاهی به بلوز می ماند و از شلوارها چه بگویم که خود شاهدید و دیده اید.

و برخی از بی دینان که به خیال خود با این مراسم مبارزه می کنند به روشن کردن ضبط های خود و پخش نوارهای مستهجن سعی در آزار رساندن به خاندان عصمت وطهارت هستند و عزاداران واقعی امام ....

و از برخی نیز خبر است که در حالی که در هیأت ها و تکیه ها مردم مشغول عزاداری هستند برخی نیز در پشت این تکیه ها به خوردن جگر و بازی ورق و نوشیدن عرق و هزاران مفسده ی دیگر روی می آورند و هر آنچه که دلشان بخواهد انجام می دهند ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط 110 در ساعت 17:51 | لینک  | 

آموزش مداحان و هيأتهاي مذهبي را می توان از راهكارهاي كاهش تحريفات عاشورا عنوان كرد. دشمنان براي مقابله با اسلام در صدد ترويح خرافات و انحراف در عزاداريها هستند.

بايد در عزاداريها اهداف و فلسفه قيام حضرت امام حسين (علیه السلام) و مردم به ويژه جوانان با اين مسايل آشنا شوند.

با نگاهي به شيوه ي برگزاري مراسم هاي مذهبي در ايران در سال هاي اخير مخصوصاً مراسم عزاداري در ماه محرم به نظر مي رسد كه اصل قضيه فراموش شده و بيشتر هم و غم مسئولين و افراد برگزار كننده مراسم و حتي شركت كنندگان در مراسم به نحوه ي برگزاري مراسم است نه محتواي مراسم.

 

نگاهي به مراسم هاي خاص ماه محرم مانند سينه زني ، زنجير زني ، شور گرفتن، استفاده از عَلَم و كتل و راه اندازي هيأت هاي خياباني و نحوه ي پذيرايي از مردم اين موضوع را بيشتر روشن خواهد كرد كه نحوه برگزاري مراسم بيشتر براي تعريف و تمجيد ، چشم و هم چشمي  و رو كم كني هيأت هاي كوچه ها و محله هاي  ديگر است تا خود امام حسين و آن چيزي كه اصلاً به آن توجه نمي شود هدف از برگزاري از مراسم و درس گرفتن از فلسفه ي عاشورا و قيام امام حسين  (علیه السلام) است...مداحي بهتر است كه بيشتر احساسات مردم را تحريك كند و مردم را به گريه بيندازد یاد مطلبی افتادم یکی از مداحان بنام،  فلسفه ی عاشورا را تشنه ماندن امام و یارانش می دانست و با ریختن لیوان آب که سعی در غلیان نمودن احساسات عزاداران داشت به مردم می فهماند امام برای خاطر آب شهید شده .... واقعاً جای بسی تأسف است که با گذشت این همه سال و این همه روایت و این همه کتب نوشته شده هنوز که هنوزه ندانیم فلسفه ی عاشورا آب بود یا زنده نگهداشتن اسلام ؟؟؟،هيأتي بهتر است  كه  نهار و شام بهتري بدهد....گروهي بهتر است كه علم و كتل بيشتري داشته باشد و تعداد پره هاي كتل نشان دهنده بزرگي و قدرت و همت بيشتر جوانان حسيني هيأت !!! است....اين توجه به ظاهر و ظاهر سازي و فراموش كردن محتوا در سال هاي اخير حدت و شدت بيشتري گرفته است تا آنجا كه در حين بر گزاري مراسم در سطح خيابان آنجا كه دو هيأت مختلف به هم مي رسند اوج اخلاص در برگزاري مراسم با ادعاي اولويت و برتري ،خط و نشان كشيدن ، دعوا و كتك كاري و فحش هاي ركيك جوانان عزادار حسيني دو هیأت بيشتر نمايان مي شود و جالب تر اينكه در اين گير و دار بزرگان و ريش سفيد ها نيز آتش بيار معركه مي شوند و درگير اين جريانات مي شوند.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط 110 در ساعت 17:50 | لینک  | 

خرافه گرايي و تحريفها در واقعه عاشورا و عزاداري شهادت امام حسين (علیه السلام) و نيز به اسارت رفتن خاندان شريف آن حضرت در طول تاريخ ايجاد و در سالهاي اخير بيشتر خود را نمايان كرده است.

خواندن مطالب دروغ در نوحه سرايي ها براي اينكه مردم بر مصائب اهل بيت (علیه السلام) گريه كنند حرام است و امام حسين (علیه السلام) نيز با رياكاري در برگزاري مراسم عزاداري مخالف است. نبايد با انجام يك سري كارهاي خرافي اين مجالس را از معنويت خارج كنيم. اينكه برخي از افراد خون اين قرباني ها را به پيشاني بچه خود بمالند تا شفا بگيرند كاري خرافي و خلاف است. استفاده از آلات موسيقي در مراسم عزاداري نيز امري خلاف است استفاده از اين ابزار اگرچه در مجالس شادي حلال است اما نسبت به عاشورا جزو منكرات است و بايد جلوي ترويج منكرات را گرفت. هيأت هاي مذهبي به عنوان سرمايه معنوي براي پيشرفت دين و مذهب است و بايد به جاي توجه به شور حسيني، شعور حسيني را در مردم تقويت كنند. روشنفكران بيمار دنبال اين هستند كه هيأت هاي مذهبي را از خط انقلاب و اسلام جدا كنند.

از خطبا باید خواست به وقت مردم بها دهند و ضمن تبيين واقعه عاشورا، زندگي حسيني و عاشورايي را نيز براي مردم تشريح نمايند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط 110 در ساعت 17:47 | لینک  | 


نوشته شده توسط 110 در ساعت 21:12 | لینک  | 

آنچه در سوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت

نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت

چشم تاریخ در آن حادثه ی تلخ چه دید

که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت...

                                    نصراله مردانی

نوشته شده توسط 110 در ساعت 14:45 | لینک  | 

خداوند گفت:دیگر پیامبری نخواهم فرستاد،از آن گونه که شما انتظار دارید،اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند و آن گاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد. پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود،عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند.

و خدا گفت:اگر بدانید، حتی با آواز پرنده ای میتوان رستگار شد.

 

خداوند رسولی از آسمان فرستاد،باران نام او بود.آنگاه که باران،باریدن گرفت،آنان که اشک را میشناختند،رسالت او را دریافتند،پس بی درنگ توبه کردند و روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند.

خدا گفت:اگر بدانید با رسول باران هم میتوان به پاکی رسید.

 

خداوند پیام به باد فرستاد،تا روزی بیم دهد و روزی بشارت.روزی توفان شد و روزی نسیم، و آنان که پیام او را فهمیدند،روزی در خوف و روزی در رجا زیستند.

خدا گفت :آن که خبر باد را میفهد،قلبش در بیم و امید میلرزد و قلب مومن این چنین است.

 

خدا گلی را از خاک برانگیخت،تا معاد را معنا کند،و گل چنان از رستاخیز گفت که از آن پس هر مومنی که گلی را دید،رستاخیز را به یاد آورد.

خدا گفت:اگر بفهمید، تنها با گلی قیامت قیامت خواهد شد.

 

خداوند یکی از هزار نامش را به دریا گفت.دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به سجده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند،مردم تماشا می کردند،عده ای پیام دریا را دانستند،پس قیام کردند و چنان یه سجده افتادند، که هیچ از آنان باقی نماند.

خدا گفت:آن که یه پیامبر آب ما اقتدار کند،به بهشت خواهد رفت.

 

و به یاد دارم که فرشته ای به من گفت:جهان آکنده از فرستاده و پیامبر و مرسل است،اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند و با گل بجنگد،تا پرنده را دروغگو بخواند و باد رامجنون و دریا را سحر.

نوشته شده توسط 110 در ساعت 9:14 | لینک  | 

درزمانی که کنی قصد گناه          گر کند کودکی از دور نگاه

 

                   شرم  داری، زگنه درگذری          پرده عفت خویش را ندری

                                                

                   شرم بادت که خداوندجهان         که بود  واقف  اسرار نهان

                                                

                  به تو باشد نظرش گاه به گاه         تو کنی درنظرش قصدگناه

                                                 

برگرفته از وبلاگ روی خط یار

نوشته شده توسط 110 در ساعت 8:21 | لینک  |