تبليغاتX
رضویه

 

و در اين كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافت (16)

و در برابر آنان پرده‏اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل] بشرى خوش‏اندام بر او نمايان شد (17)

[مريم] گفت اگر پرهيزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى‏برم (18)

گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم (19)

گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده‏ام (20)

گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه‏اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود (21)

پس [مريم] به او [=عيسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‏اى پناه جست (22)

تا درد زايمان او را به سوى تنه درخت‏خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‏شده بودم (23)

پس از زير [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد كه غم مدار پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبى پديد آورده است (24)

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد (25)

و بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده‏ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت (26)

پس [مريم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‏اى (27)

اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود (28)

[مريم] به سوى [عيسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است‏سخن بگوييم (29)

[كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است (30)

و هر جا كه باشم مرا با بركت‏ساخته و تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است (31)

و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است (32)

و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم (33)

اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستى كه در آن شك مى‏كنند (34)

خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد منزه است او چون كارى را اراده كند همين قدر به آن مى‏گويد موجود شو پس بى‏درنگ موجود مى‏شود (35)

و در حقيقت‏خداست كه پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد اين است راه راست (36)

اما دسته‏ها[ى گوناگون] از ميان آنها به اختلاف پرداختند پس واى بر كسانى كه كافر شدند از مشاهده روزى دهشتناك (37)

چه شنوا و بينايند روزى كه به سوى ما مى‏آيند ولى ستمگران امروز در گمراهى آشكارند (38)

و آنان را از روز حسرت بيم ده آنگاه كه داورى انجام گيرد و حال آنكه آنها [اكنون] در غفلتند و سر ايمان آوردن ندارند (39)

ماييم كه زمين را با هر كه در آن است به ميراث مى‏بريم و [همه] به سوى ما بازگردانيده مى‏شوند (40)

 

نوشته شده توسط 110 در ساعت 19:33 | لینک  |