تبليغاتX
رضویه

مهربانی همیشه ارزشمندتر است


 

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود. 
 

بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد....

زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند. 
 
 

بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»

نوشته شده توسط 110 در ساعت 18:24 | لینک  | 

سه چیز سبب نجات مؤمن است:

1.       بازداشتن زبان از غیبت مردم

2.       مشغول کردن خودش به آنچه که برای آخرت و دنیایش سود دهد.

3.       گریستن طولانی بر گناهانش

 

علی بن الحسین علیه السلام چهارمین امام شیعیان در پنجم شعبان سال 38 ه.ق. متولد گشت، شهرت آن بزرگوار به دو لقب زین العابدین و سجاد به علت عبادت بسیار و سجده های مکرر ایشان است. یکی از دلایل شهرت و محبوبیت آن حضرت نزد مردم، انتشار جملات زیبا و گرانبار در قالب دعا بود که همگان را به خود جذب می نمود. این دعاها در کتابی به نام «صحیفه سجادیه» که به آن زیور آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می گویند گرد آوری شده و مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اجتماعی و اخلاقی است. سعید بن مسیب از محدثین مشهور، درباره امام می گوید: «هیچکس را پارساتر و باتقواتر از علی بن حسین ندیدم».

امام در زمان خویش به «علی الخیر»، «علی الاغر» و «علی العابد» نیز شهرت داشت. ابن ابی الحدید درباره امام سجاد می نویسد: «آن حضرت را که اهل سجده بود و آثار آن بر پیشانیش آشکار بود»، «ذوالثفنات»  ژمی گفتند. آورده اند که آن حضرت وقتی وضو می گرفت، رنگ چهره اش دگرگون می شد، و چون علت را می پرسیدند می فرمود: «آیا می دانید که در برابر چه کسی می خواهم بایستم؟» و نیز گفته شده است که در وقت نماز چهره مبارکش دگرگون می شد و رعشه بر اندامش می افتاد و می فرمود: «این از آن روست که  می خواهم در حضور آن پادشاه بزرگ بایستم.»

 

 

نوشته شده توسط 110 در ساعت 18:50 | لینک  | 

 

خدایا  به حق خودت

واسه جهل­ام  العفو  واسه ناشکریام العفو  واسه وقتایی که می دیدی اشتباه میکنم

 اما مُچم رو نمی گرفتی یا کریم الصفح... یا منفس الکرب... یا قاضی الحق...

العفو  واسه راه هایی که می تونست تو مسیر تو باشه ولی وساوس و ظواهر و فریفتگی های این دنیا مسیرش رو عوض کرد . یا ستار یا غفار یا صبار

تو قرارقدر امشب ، می خوام از شرم  پشت حرفات قایم بشم تا ببینی از قرآن بالاتر چیزی نداشتم بیارم تا تو لحظه ی دیدار  امانم بدی!

دلم جواب بلی می دهد صلای تو را

صلا بزن که به جان می خرم لقای تو را

محرمی جز تو بر این دل نیافتم. به قداست حریم ملکوتت سوگند، راز بر هر که غیر تو بگویم رسوای عالمم.می دانم گر با تو بگویم و از تو بجویم...مسرور عالمم.

دست به آسمان بلند می کنم

اللهم انی اسئلک باسمک یا مانع و یا دافع یا رافع و یا صانع یا نافع و یا سامع یا جامع و یا شافع یا واسع و یا موسع سبحانک یالااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب

 

چو به دوست عهد بندد به میان پاکبازان

چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟

امیر المومنین(ع) می فرمایند :

هر کس چنگ به دامن تقوا زند سختی ها و شدائد پس از آن که به او نزدیک شدند از او دور می شوند و کارها که بر ذائقه ی او تلخ آمد اند برایش شیرین می شوند موج ها که روی هم جمع شده اند و می خواهند او را در کام بکشند از او کنار می روند وامور پر مشقت بر او آسان می شوند.

نهج البلاغه خطبه 198

 

آرزویم این است که بر خویشتن نظر کنی و عاشق خود شوی

 

نوشته شده توسط 110 در ساعت 11:32 | لینک  | 

                                                         

عباس یعنی تا شهادت یکه تازی

عباس یعنی عشق یعنی پاکبازی

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق

یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق

جوشیدن بحر وفا معنای عباس

لب تشنه رفتن تا خدا معنای عباس

بی لب نهادن لب به جام باده عشق

بی کام نوشیدن تمام باده عشق

این است مفهوم بلند نام عباس

در ساحل بی ساحلی آرام عباس

 

چهارم شعبان است و خاندان نبی چشم به راه و منتظر....

و ناگاه عطر دلنشینی فضا را از شمیم آسمانی اش سرشار کرد، مولودی قدم به گیتی نهاد که با گامهای کوچکش فردایی بزرگ را رقم می زد پدر او را در آغوش گرفت و بر دستانش بوسه زد، در حالیکه اشک از چشمانش مبارکش جاری بود و همه متعجب بودند از این رفتار امام ... امام نگاهی به حسین علیه السلام کرد و فرمود: «این دستها در راه امام خود و برای خدا قطع می شوند. آری! اولین مرثیه سرای «عباس» علی علیه السلام بود، مرثیه ای که تا ابد بر زبانها جاری می ماند. عباس در وجاهت چنان بود که مردم او را قمر بنی هاشم می خواندند؛ به راستی از او چه می توان گفت که فرات نیز با تمامی وسعتش شرمسار دل دریایی اوست. آری! در عظمت حضرت ابوالفضل همین بس که در روز نبرد، خطاب برادر به وی چنین بود: «جانم به فدایت» و امام سجاد علیه السلام نیز درباره آن بزرگوار چنین می فرماید: «عباس نزد خدواند از مقام و منزلتی برخوردار است که در روز قیامت همه شهدا به آن غبطه خواهند خورد.»

 

نوشته شده توسط 110 در ساعت 21:39 | لینک  |