مهمترين آرمان انسان حقيقت جو، سعادت و رستگاري حقيقي و زندگي جاودانه است كه جز در پرتو دين و دينداري حاصل نمي شود. دين ماندگارترين ميراث فرهنگي بشر است كه از آغاز خلقت انسان، تا به امروز پهنه ي گيتي را نوراني و پرفروغ نموده و فرصت بهره مندي از مواهب الهي را برايش فراهم آورده است تا انسان در پرتو هدايت اين نور آسماني، عبد شكور و مخلص خدا شده و به برترين جايگاه و منزلت خود كه همانا مقام خلافت الهي در زمين است، نائل آيد.
طبق بررسي هاي تاريخي و گواهي پژوهشگران، دين همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگي بر روي كره ي زمين به فرمان فطرت و به جهت تأمين نيازهاي روحي و نيز ارضاي حس مذهبي خويش، پيوسته به دين و دينداري ـ با نمادهاي گوناگون آن ـ گرايش داشته و يك يا چند پديده و موجود طبيعي يا ماورائي را ـ سرف نظر از درستي يا نادرستي عقيده و عمل بر پايه ي آن ـ مورد تقديس و پرستش قرار داده است. از اين رو، ميل انسان به دين داري و خداجويي امري بديهي، روشن و انكار ناپذير است و تقريباً همه ي انسان ها با هر نژاد و مليّتي بر آن اتّفاق نظر دارند.
هنري لوكاس نويسنده ي كتاب تاريخ تمدن بر اين باور است كه دين، پيچيده ترين عنصر فرهنگ ابتدايي انسان است ....پيداست كه همه ي مردم اوليه، گونه اي اعتقاد ديني داشته اند .... انسان نخستين مانند بازماندگان كنوني اش به نيروي رازآلودي كه نگاه دارنده ي زمين، آسمان و سراسر زندگي است. عميقاً احساس وابستگي مي كرد. انسان هاي نخستين عموماً به نيروهاي فراطبيعي باور داشته، و بسياري از عادت هاي فرهنگي آنان از اين گونه گرايش هاي ماوراي طبيعي سرچشمه گرفته است.
گوهر دين ـ يعني توحيد، نبوت و معاد ـ به عنوان خطوط كلي اديان الهي در همه ي اعصار يكي بوده و همه ي پيروان راستين پيامبران، تحت تعاليم آن رهبران الهي و به اقتضاي فطرت خداجوي خويش و به قدر درك و فهم خود، آن را باور داشته اند.
ديني جامع، كامل و هماهنگ با فطرت، عقل و علم است و نه تنها تعارضي با عقل و علم ندارد بلكه بر فراگيري علوم مختلف تأكيد فراوان داشته و كسب آن را بر هر زن و مرد مسلماني واجب مي داند. به همين دليل در عصر نبوّت و پس از آن تا مدّت ها در زمينه هاي علمي آن چنان ترقّي كرد كه تمدّني درخشان و عظيم را پديد آورد، امّا به مرور زمان به علل گوناگوني از قبيل انحراف در حكومت ها، برداشت هاي غلط از برخي از مفاهيم ديني، نفوذ دشمنان اسلام در دستگاه حكومتي، دنياگرايي و تجمّل پرستي مفرط و تفرقه و تشتّت، از تمدّن بزرگ اسلامي چيزي جز پوسته اي ظاهري از آن باقي نماند و آن هم با هجوم نظامي دشمنان اسلام و استعمارگران متلاشي شد و مملكت اسلامي به دهها كشور تقسيم گرديد، از طرفي ديگر، تهاجم فرهنگي دشمن عليه اسلام آغاز شد و مي رفت كه نقشه هاي استعماري جدايي دين از سياست و تفكيك علم و دين در جهان اسلام نهادينه گردد كه خداوند بر ما منّت نهاد و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و موجب نگاه جديدي به دين گرديد.
مسلمانان به پشتوانه ي دلايل عقلي و نقلي برا ين باورند كه پيامبر گرامي اسلام، آخرين پيامبر الهي و دين و شريعت او «اسلام» كامل ترين، جامع ترين و آخرين دين و شريعت الهي است. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:
مَا كَانَ مُحَمَّدً أَبَا أحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ. احزاب/40.
محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولي رسول خدا و خاتم پيامبران است.
حكمت تعدّد پيامبران و پي در پي آمدن آنان و نيز علل تجديد نبوّت ها اين بوده كه اولاً در زمان پيشين تبليغ رسالت الهي در همه ي نقاط زمين و در ميان همه ي امت ها به وسيله ي يك پيامبر ميسر نبوده است. ثانياً به دليل عدم رشد فكري انسان هاي گذشته، امكان آن نبوده كه تعاليم الهي يكباره عرضه شود. از اين رو، پيامبران در طول زمان برانگيخته مي شدند. ثالثاً تحريف ها و دگرگوني هايي كه به مرور زمان و در اثر دخالت جاهلانه و مغرضانه ي افراد و گروه ها در دين الهي پديد مي آمد، نياز به تصحيح و تكميل تعاليم الهي به وسيله ي پيامبر با پيامبران ديگري را به وجود مي آورد.
نبوت سيري تدريجي به سوي تكامل دارد و آخرين حلقه ي نبوت، مرتفع ترين قله ي آن است. عرفاي اسلامي مي گويند: خاتم آن است كه همه ي مراحل را طي كرده و راه نرفته و نقطه ي كشف نشده از نظر وحي باقي نگذاشته باشد.
ادامه دارد.....
منابع مورد استفاده : قرآن کریم / دین شناسی نوشته ابراهیم زاده آملی / علم و دین اثر ایان بارپور ترجمه بها الدین خرمشاهی و ....