
لباس یاس بر تن كرد زهرا
غلط گفتم بلی نه یا علی گفت

مردی دو قلوی خود را به دنیا آورد

چندی پیش گزارشی از مردی که به نظر میرسید باردار است منتشر شده است، شکم این مرد که سانجو باگات نام دارد به طور ناگهانی ورم کرده و به نظر میرسید که در حال زایمان میباشد.
او که در شهر ناگپور در هند زندگی میکند میگوید در تمام طول زندگی از شکم متورم بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتی میکرده است، ولی بالاخره یک شب ناراحتی ظاهری او به نگرانی بسیار بزرگتری تبدیل شد و او را به سرعت راهی بیمارستان کردند.
در ابتدا پزشکان فکر میکردند که غده سرطانی بزرگی در شکم باگات وجود دارد بنابراین تصمیم به جراحی و خارجسازی آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر میکردند که این تومور به قدری بزرگ است که به دیافراگم وی فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل رو به رو کرده است.
ولی آنها پس از آغاز جراحی متوجه پدیده عجیبی شدند که تاکنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عمیق شکم مرد یک گالن حاوی مایعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسیار عجیبی رخ داد که حیرت همگان را برانگیخت.
پزشکان متوجه تعداد بسیار زیادی استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا یک عضو از بدن و سپس عضو دیگری، مقداری مو، یک فک و قسمتهایی از اعضا تناسلی را از شکم مرد خارج کردند.
در داخل شکم باگات یک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل ناخنهای بسیار بلند داشت.
در ابتدا به نظر میرسید که این مرد هندی باردار بوده و بچهای در شکم خود پرورش داده ولی گروه پزشکی بیمارستان هند متوجه شدند که برادر دوقلوی باگات در شکم وی قرار داشته که به تدریج در شکم او رشد پیدا کرده و به قدری بزرگ شده که زندگی او را به خطر انداخته است.
«جنین در جنین» یکی از شگفت انگیزترین پدیدههای پزشکی در دنیا به شمار میآید. جنین که در درون جنین دیگر قرار دارد از خون دوقلوی خود حتی بعد از تولد همچنان تغذیه میکند تا جاییکه کاملاً رشد کند.
پزشکان هندی خاطر نشان کردهاند که تاکنون کمتر از 90 مورد جنین در جنین در تاریخ پزشکی در دنیا مشاهد شده است.
(برگرفته از سایت تبیان)
ببینم شما هم به این تصاویر که زیاد هم هستند اعتقاد دارید ؟ به نظرتون اینها ساخته ی دست بشره یا خدا؟ من که در حیرتم واقعا اگه اینطوره جای شکر داره ....
هنوز هضم این آسمون (چه برسه به هفت تاش حالا که جدیدا میگن ۸ طبقه است) برام آسون نشده این تصاویر منو حیرت زده کرده باور کنید یه نگاه کنید ببینید شما هم همونی رو می بینید که من می بینم



خدایا سربر آستان کبریاییت می نهم و تو را شکر می کنم. خدایا تو را شکر می گویم که مرا آفریدی آفرینشی نیکو. و برای من نعمتهای فراوانی قرار دادی که با دیدن هر کدام یاد تو باشم.
خدای مهربونم ممنونم
گفتند سرودند نوشتند و گذشتند
این نغزترین شعر خدا را ننوشتند
دردا و دریغا که قلم ها و زبان ها
نجوای شب و سوز دعا را ننوشتند
از خلوت آغوش شبانگاه سرودند
آغوش وداع شهداء را ننوشتند
گفتند و نوشتند زمستان و خزان را
سرسبزترین فصل خدا را ننوشتند
دیدند فراقی شده است از هر مژه جاری
حتی نمی از اشک صفا را ننوشتند
خون گریه کن که بر این نکته که آنها
آمیزه لبخند و بکاء را ننوشتند

این کیست که جان ها همه دیوانه ی عطر مهر بی پایان وجود لایزال اوست و اگر آوایی از بن جان بر آمده همه به خاطر اوست؟
و اگر دیوانه وار در چرخ فلک بانگ سماع عاشقان بر خود چرخان و رقصانیم همه از اوست.
راستی را که کم و کاستی های ما را حضرت دوست می داند و همچنان عیب می پوشد.
